یکی از بازیگرانی که در سال 87، چهره شد و توانست پله‌های ترقی را خیلی سریع بگذراند، «دانیال عبادی» بود، دانیال عبادی با توجه به چهره مناسب توانست خیلی زود در اولین فیلم‌هایی که ایفای نقش کرد، خیلی خوب جا بیفتد و به عنوان یک هنرمند توانست، جای خود را در بین هنرمندان نسل جوان باز کند. با دانیال عبادی هم در آستانه سال نو گفتگویی ترتیب دادیم که خواندنش خالی از لطف نیست.

سال 87 چگونه سالی بود؟

عبادی: سالی بود که خداوند سعادت زندگی و در محضر بودنش را مثل سال‌های پیش به من ارزانی داشت، سالی که خودم و اطرافیانم سالم بودیم و همین امر، این سال را برایم دوست‌داشتنی کرد.

 موفق‌ترین نقشی که در سال 87 ایفا کردی چه بود؟

عبادی: چون ما بازیگر سینما هستیم و تصویربرداری تا اکران فاصله زیادی دارد به طور طبیعی بازتاب کارهایی که امسال بازی کرده‌ام، در سال آینده مشخص خواهد شد اما بازی‌ام در فیلم «امشب شب مهتابه» که در جشنواره به نمایش درآمد، مجموعه برآیند مثبت و روند رو به رشد در راهی که در پیش گرفته‌ام، را ارائه کرد و همین جای خوشوقتی است.

 آدم خجالتی هستی؟

عبادی: خجالتی که نه، اما به شدت مبادی آدابم.

 مدیر برنامه داری؟

عبادی: نه.

اعتقادی به حضور مدیر برنامه نداری؟

عبادی: نه، دلیلش این است که، عموما در ایران مدیران برنامه، منطبق با تعریفی که در خارج از کشور برای برنامه‌ریزی حرفه‌ای یک چهره مطرح ورزشی، هنری یا حتی سیاسی ارائه می‌شود، نیست.

 در کدام یک از کارهایی که ایفای نقش کردی، خیلی اذیت شدی؟

عبادی: اذیت که نه، ولی هر کاری سختی‌های خاص خود را دارد، شاید چند روز زیر باران مصنوعی بودن و در گل افتادن از دید بقیه اذیت به شمار آید ولی من به عنوان سختی کار که جزیی از ذات آن است، یاد می‌کنم.

 انتقاد؟

عبادی: زیاد اهل انتقاد کردن نیستم، چون در شرایط طرف مقابلم قرار ندارم، در کل زیاد اهل قضاوت کردن نیستم.

 و اگر انتقاد ازت بشه؟

عبادی: اگر منصفانه باشه، حتما می‌پذیرم.

 چقدر فیلم می‌بینی و کتاب می‌خوانی؟

عبادی: در اوقات فراغت، ضمن اینکه گاهی حتی اگر این فراغت هم دست ندهد، خود را ملزم به این کار می‌کنم.

 آخرین کتابی که خواندی؟

عبادی: کتاب «هفت اصل معنوی برای موفقیت» نوشته دیپک چوپرا که در حال ترجمه آن هستم.

 ورزش چطور؟

عبادی: در کودکی ژیمناستیک و شنا را به صورت حرفه‌ای دنبال می‌کردم و عضو تیم ملی نونهالان ژیمناستیک بودم، بعد از آن کاراته کار کردم و به تیم ملی جوانان کاراته راه پیدا کردم. همچنین اتومبیلرانی، موتورسواری، سوارکاری و... را هم به علت علاقه‌ای که دارم به صورت حرفه‌ای تجربه کردم.

 رقابت‌های ورزشی را هم دنبال می‌کنی؟

عبادی: در سطح ملی بله.

 عضو تیم هنرمندان نیستی؟

عبادی: خیر، در هیچ یک از تیمهای هنرمندان عضویت ندارم.

 اهل قیافه گرفتن هستی؟ چون ممکنه بعضی‌ها که به طور کامل تورو نمی‌شناسند چنین قضاوتی از ظاهرت داشته باشند...

عبادی: به هیچ عنوان اهل قیافه گرفتن و غرور بیجا نیستم، اما اگر کسی قضاوت به قول شما ظاهری، غیرمنصفانه یا مغرضانه‌ای داشته باشه ممکن است خستگی، عدم تمرکزیا بی‌حوصلگی فرد مشهور را به همان ویژگی نسبت دهد. اما من چنین کاری را انجام نمی‌دهم چون دلیلی برای این کار وجود دارد.

 در ساعات تنهایی چه می‌کنی؟

عبادی: معمولا با خودم خلوت می‌کنم، سبک، سنگین کردن اتفاقات گذشته و پیشامدهای پیش رو، تحلیل و بررسی آنها و البته برای رسیدن به یک نتیجه درست و منطقی.

 به اتومبیل و لباس چقدر اهمیت می‌دهی؟

عبادی: تا جایی که از زیبایی و وقار آدم چیزی کم نکند.

 از دوران کودکی خاطره‌ای داری که هنوز فراموشش نکرده باشی؟

عبادی: خاطرات تلخ و شیرین زیاد است اما چیزی که به عنوان خاطره به یادماندنی ذکر کنم، در ذهنم نیست.

 بچه شیطونی بودی؟

عبادی: بله، به شدت و شاید به خاطر همین مسئله، پدر و مادرم که هر دو از ورزشکاران حرفه‌ای هستند مرا از کودکی وارد دنیای ورزش کردند، تا انرژی‌ام از این طریق تخلیه شود.

 اصالتا کجایی هستی؟

عبادی: پدرم اصالتا مشهدی است و مادرم تهرانی.

 خودت کجا متولد شدی؟

عبادی: من هم در مشهد متولد شدم و نیمی از عمرم را در این شهر سپری کردم.

 یک خاطره از عید؟

عبادی: عید نوروز همه‌اش خاطره است، خاطره شیرین نو شدن سال و در پیش بودن آرزوهای خوب در سال جدید و خاطره بد دوری و فراق آنهایی که دیگر با ما سر سفره هفت‌سین نمی‌نشینند و جای‌شان سبز است.

 آرزوی شما در سال جدید؟

عبادی: سلامتی و سعادت برای همه و آرزومند همه چیزهای خوبی که در آرزویش هستند.

 پای سفره هفت‌سین می‌نشینی؟

عبادی: بله حتما پای سفره‌ای می‌نشینم که کتابش نشانه هدایت و آسمانی بودن و البته خیر و برکت است، آئینه‌اش نماد روشنایی، سکه‌اش از‌ خیر و برکت و ثروت نشان دارد، ماهی‌اش از زندگی و تکاپو و جنبش، سبزه از رویش، سیب که میوه بهشتی است و نمادی از بر دادن و به بار نشستن و نتیجه دادن، سرکه نماد جوشش است و تکامل، از غوره دیروز تا سرکه امروز مدام وادی به وادی طی شدن را نشانه است...


 منبع: خانواده سبز